داستان جدیدسکس。 داستانهای سکسی و مشتی: داستان سکس خانوادگی

سکس با محارم

داستان جدیدسکس

وسط کار دیدم زنم پاهاش رو دور کمر باجناقم قفل کرد و اون داره تلمبه میزنه. باجناقم کیرشو گرفته دستش می خواد بکنه اون تو. وقتی بدن خواهرزنم رو گرفتم کیرم بلند شد. من هم که با شرت بودم کرست زنم رو کمی دادم پایین نوک پستونش اومد بیرون. از این که با یه زوج دیگه داشتیم سکس می کردیم بدجوری تحریک شده بود برگشتم سراغ زنم کرست و شرتش رو در آوردم و اون هم شرت منو در اورد به حالت 69 قرارگرفتیم. چند تا از مشتریها نگاهش کردند! لطفآ نظرات و پیشنهادات و همینطور انتقادات خودتون رو برای ما ارسال کنید. خندید و گفت عزیزم تو خونه خودمون نیستیم ها! دوبله, دانلود فیلم خارجی دوبله و سانسور شده و دانلود فیلم جدید ۲۰۱۸ و دیگر ژانرها هستید با ما همراه باشید. داد زد : زود باش کیر تو بذار تو دارم می میرم تا ته بکن. بواشکی گفتم زیر لحاف تو این تاریکی کی می فهمه. خوب چی کار کنم می خواستم درس بخونم دیگه! ولی میترسیدیم واحتیاط میکردیم،تا اینکه نزدیکای عید سال پیش باجناغم ماموریت رفته بود تبریز ،خواهرزنم ،نسرین ،اس داد میخاد چوب پرده بزنه ،اما نمیتونه،ازم خاست برم براش بزنم،منم زود حاظر شدم رفتم ،دروکه بازکرد دیدم ی لگ مشکی پوشیده ،تموم رون وکونش قلمبه شده توش،جای کسش قد ی پیراشکی تپل بود،وایییییی،یه تیشرت قرمزم پوشیده بود که سینه ها وپک وپهلوهاش خودنمایی میکرد،یه روسری نصفه نیمه هم سرش بود،رفتم تو وبعدازسلام واحوالپرسی ،رفتم واسه زدن چوب پرده،نسرینم توی آشپزخونه بود ،داشت چایی دم میکرد،بعدش اومد کمک من وبه هر سختی ای بود چوب پرده رونصب کردم واومدم پایین،نسرینم پرده رو آماده کرد ورفت بالای چارپایه،همینجوری که ازپشت رونا وکونشو دید میزدم ،بی اختیاردستم روکیرم بود،اونم با تکون خوردنا وکش وقوسای پرده زدن بیشترمنو هلاک میکرد،پرده روزد واومد پایین،دوسه بار دیگه هم روی چارپایه بالا وپایین کرد،تا رفع ایراد شد وپرده کامل شد،نسرین اومد مبل کناریم نشست و،به فاصله دسته مبل کنارهم بودیم ،ازش آمار بچه هاشو گرفتم گفت مدرسه ان،تا عصر نمیان،دلو زدم به دریا وبلندشدم رفتم کنارش نشستم،تقریبا بهش چسبیده بودم،دستمو بردم سینشو مالیدم،اکراه داشت مثلا،هی میگفت محسن نکن زشته ،خودشو سمت مخالف میکشید،منم همزمان سینه هاشو میمالیدم،آروم آروم شل شد،نقطه حساسش سینه هاشه،شروع کردیم لب بازی کردن،مثه وحشیا افتاده بود بجون لبای من،محکم لبامو میک میزد وزبونشو توی دهنم میچرخوند،از پایین تیشرتش دستمو رسوندم به ممه هاش،تپل ونرم بودن،مثه بالشت پرقو،اونم دستش ازروی شلوارم کیر شق شدمو میمالید وهی جون جون میگفت،تیشرتشو دراوردم وممه های سفیدش توی سوتین توریه مشکیش دیوونم کرده بود،سوتینشو دراوردم وبا میکهای ملایم نوک سینه هاشو نوازش میکردم،بلندشدم لگشو دراوردم ،کس وکون ورونای تپلش کنارشورت توری مشکیش آب ازلب ولوچم راه انداخته بود،باکمک خودش شورتشم دراوردم وباسررفتم لای پاش،کس تپل وداغشو به نیش کشیدم و چندلحظه به چندلحظه زبونمو فشارمیدادم توکسش،دستامو بردم زیرکمرش ،تاکسش بیاد بالاتر،کون تپل وسفیدش ،با سوراخ تیره رنگش دیوونم میکرد،زبونمو ازکسش میکشیدم میاوردم دم سوراخ کونش ،نوک زبونمو میکردم تو کونش،باناله ها وآه آه کردناش وتکون تکون دادنای ریز بدنش،دیوونم کرده بود،یکم که گذشت بلندشد تندتند با کمک خودم بلوزشلوارمو دراورد،شورتمم کشید پایین ،توی یه چشم بهم زدن کیرم توی دهنش بود ،ساک میزد،لیس میزد،میک میزد،دیگه ترسیدم با کیرخوردنش آبمو بیاره،خودمو جدا کردم وخابوندمش روی تخت رفتم لای پاهاش وجلوش زانو زدم،کیرمو میمالیدم به کسش ،هی التماس میکرد بکنم توکسش،سرکیرمو درکسش تنظیم کردم،آروم آروم فشارش دادم،تاتهش رفته بود توکسش،همینجوری که توکسش تلمبه میزدم،سینه هاشم میخوردم،آه وناله هاش اتاقو پرکرده بود،کشس خیسه خیس شده بود ،آب کسش کیرمو خیس کرده بود واضافی آباش رفته بود لای چاک کونش،دستمو بردم ازبغل زیرکونش وبا آبای کسش انگشتمو خیس کردم وبا سوراخ کونش وررفتم،یه انگشتم توکونش بود کیرمو توکسش عقب جلو میکردم،سینه هاشم نوبتی توی دهنم بود،یه انگشت دیگه به انگشت اول اضافه کردم ودوانگشتی توی کونش تلمبه میزدم،دیگه داشت نعره میزد از لذت،همونجوری یورش کردم ولب تولب شدیم،بهش گفتم میخام کونت بذارم اولش قبول نکرد ،با کلی خواهش تمنا حاظر شد کون بده،به روی شکم خوابید کونشو داد هوا،رفتم روی روناش نشستم وکیرمو به کونش میمالیدم،یه تف گنده انداختم روی کیرم وگذاشتمش دم سوراخ کونش،حسابی لیزشده بود،آروم آروم بسختی کلش رفت توش،یکم که گذشت دردش کمترشده بود الباقیشو تا نصفه کردم توش ،کونش تپل وتنگ وداغ بود ،ناله هاس هم ازدرد بود هم ازشهوت،درازکشیدم روش وسرشونه هاشو محکم گرفتم وبا ریتم آروم وشهوت کیرمو توی کونش عقب جلو میکردم،دیگه نمیتونستم مقاومت کنم ،آبم داشت میومد،بهش گفتم کجابریزم؟گفت همشو بریز توکونم ولی کیرتو درنیار تا آب منم بیاد،باچندتا تلمبه محکم تو کونش آبمو خالی کردم وکیرمو توکونش نگهداشتم ،یکم تکون تکون خوردوآبش اومد،کیرمو ازکونش دراوردم وگذاشتم لای کونش وسرشو برگردوندم یه لب مشتی گرفتیم،بلندشدیم خودمونو بادستمال تمیزکردیم ولباسامونو پوشیدیم. وقتی رسیدیم به خونه داییمینا فقط زن داییم خونه بود و اون هم مونده بود تا کلید رو به من بده و خودشم زود رفت مدرسه. من و نامزدم حدود 2 سال بود که با هم دوست بودیم و به تازگی 9 ماهه که با هم ازدواج کردیم. قدش 175 و 85 كيلو وزن داشت و از وضعيت مالي متوسطي برخوردار بود. کلیپ سکس هر روز برای شما عزیزان به صورت رایگان داستان سکسی , فیلم پورن خارجی, فیلم سوپر ایرانی , فیلم سکسی دوجنسه, کلیپ سکسی دوجنس گراها و بای سکشوال ها , فیلم های سکسی هم جنسگراها ی مرد و گی و لزبین هارو اضافه میکند تا شما عزیزان بصورت کاملا رایگان از محتواهای کلیپ سکسی لذت ببرین. این کارم باعث شد خواهرزنم بلرزه. هر دوتا جفت داشتیم یکنواخت کار می کردیم داشت آبم می اومد داد زدم دارم می آم زنم گفت همشو بریز تو خواهرش هم گفت تو هم بریز تو ما دوتا هرچی آب داشتیم ریختیم تو کس زنامون. خیلی وقتا دیدش می زدم ولی با این کارا فقط و فقط حشر بیشتر می شد و مجبور می شدم دوباره به جق رو بیارم. باید یه جوری این موضوع را باز کنیم. خونه یکی از دوستاشو بعضی از وقتا برامون خلوت می کرد تا ما دوتا با هم باشیم. منم به زنم گفتم قبلا هرجوری تو خونه بودی اونجوری باش و اونم مثل خواهرش سروسینه و پاهاش جلوی باجناقم باز هستش بعضی وقتها دیدم که باجاناقم داره از روی نیگاه می کنه. من که بعد از تخلیه کتب درسی و غیر درسی از بابا خداحافظی کردم و اومدم تو رفتم سر یخچال و با یه ظرف آلبالو رفتم پای ماهواره خیر سرم دارم درس می خونم و زدم کانالهای مختلف که یهو به فکرم کانالهای -18 افتاد. باجناقم هم قبول کرد تو همون حموم شروع کردیم به کار. بعد از یه سرچ جانانه رفتم روی کانال مورد علاقم یعنی Spice Platinum که اون موقع ها هنوز کارتی نشده بود ولی من هنوز هم اون رو نگاه می کنم بعد از حدود دیدن 5 سکس مختلف حشر داشت از چشام می زد بیرون که شروع کردم به تجسس توی اتاق خواب دایی و زن دایی جونم. من شبها عادت دارم فقط با یه بخوابم بعضی از وقتها اونو هم در می آرم. خواهر و خودش و مادرش از خانواده های با فرهنگ بودن. زنم داشت کیر باجناقم رو می خورد. تمام فیلم ها ی سکسی و داستان های سکسی که در این سایت قرار داده شده اند رایگان میباشند. خندم گرفته بود گفتم چی کار می کنی ؟ گفت برای داییت همیشه این کارو می کنم ولی چون کیر تو از اون بزرگتره این جوری شده یه لب ازش گرفتم و دوباره کیرم رو سپردم بهش. خواهر زنم یه صدای شهوتناکی کرد و گفت عزیزم بیا بغلم. البته یه بار قرار گذاشتیم که زنا با هم و مردها هم با هم سکس داشته باشیم یعنی سکس با هم جنس و پیش همسرای خودمون. پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه…. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. البته وقتی فهمید ما دو تا کار رو تموم کردیم دیگه اینکار رو نکرد. مادر بزرگ بسم اللهی گفت و چمدونش رو بست و راه افتاد…. زنم شلوارش رو در آورد با شرت وکرست افتاد بغلم. انقدر مخ مامانم رو حوردم که گفت باشه و قرار شد من قردا صبح برم خونه دایی جونم! تا عصر که اونجا بودیم چندین بار با هم سکس کردیم دیگه این مسئله بین ما حل شد ولی اینو هم بگم تا الان هم با هم هستیم ولی هیچ وقت تنهایی با زنای هم کاری نکردیم چون قول دادیم که فقط وقتی با هم جمع باشیم از این کار ها بکنیم. »حالا دیگر همه حسابی گوششان به قصه بود. سرش را برد دم گوش مادرم: «خدا مرگم بده! فکر کردم امسال دیگر از قصه خبری نیست. داشتم می خوردم یهو دیدم صدای اونا بلند شد برگشتیم دیدم خواهر زنم کیر شوهرش رو گرفته و داره براش ساک می زنه. در حالي كه همسر من، تنها پسر او نيست. خیلی جالب ساک میزد کارایی می کرد که خیلی بهم حال می داد. البته خواهر زنم نقش اصلی رو در این میان داشت. یه شب تا دیروقت خونه باجناقم بودیم داشتیم فیلم می دیدیم فیلمه کمی باز بود تقربیا نیمه بود هر چهارتامون بدجوری شهوتی شده بودیم. گفت بیا بیا همین که کیرم رو در آوردم چنان آب منی من پاشید رو صورتش که از خودم تعجب کردم. باجناقم شده بود از سرعت عمل اونا تعجب کردم. با دیدن این وضعیت ما دو تا بیشتر شهوتی شده چنان کیرم را ته کردم تو کس خواهرزنم که داشت بال بال میزد. من به علت درس خوندن و رفع اشکال از سارا رفته بودم اونجا خوب این بهترین راه نزدیک شدن بهش بود. من شروع کردم تلنبه زدن وای که چه حالی می داد ، یه 5 دقیقه ای تلم ردم دیدم جون تو تنم نمونده خودشم فهمیده بود من خودم رو کشیدم عقب و کیرم رو در آوردم و گرفتم رو تخت خوابیدم سارا هم اومد نشست رو کیرم و شروع کرد به بالا و پایین پریدن وای سینه هاش می پریدن اینور می پریدن اونور هی خودشو می چرخوند وای کیرم رو انگار کردم تو یه چیزی که ویبراتور داره یه کم هم اینجوری بودیم دیدم طفلی نا نداره بهش گفتم پاشو مدل سگی می خوام بکنمت رفت رو زمین و سگی نشست منم رففتم از پشت و کیرم رو تا دسته چپوندم تو کس سارا جونم ، کیرم رو تا آخر در می آوردم و تا دسته می کردم تو یهو سارا گفت می خوای تخماتم بکن تو کسم که گفتم نه همین جوری خوبه آخه راست می گفت کم مونده بود من تخمام رو هم بکنم تو کسش موقع تلم زدن یهو چشمم افتاد به سوراخ کونش و شروع کردم باهاش ور رفتن که یهو گفت با پشتم کاری نداشته باش گفتم اصل ماجرا که هنوز مونده گفت بچه جون من به داییت کون ندادم اون موقع تو می خوام منو از مون بکنی ؟ گفتم بالاخره هرچیزی اولی و شروعی داره منم کون شما رو افتتاح می کنم که گفت نه و هیچ جوری نتونستم راضیش کنم ولی برای دفعه اول سکسم با سارا تا همین جاشم پیش روی خوب بود. اون شب هرچی کتاب کس شعر داشتم رو ورداشتم که صبح وقتی با بابام می خواستیم بچینیمشون تو ماشین بابام خندش گرفته بود. ما بی خیال نقشه شدیم شروع کردیم با هم حال کردن. ما دارای یکی از عظیم ترین کالکشن های فیلم و داستان های سوپر هستیم که همه روزه برای شما قرار میدیم. با تعجب گفت مگه میشه ؟ گفتم چرا نشه می دونم اونام این رو می خوان. زنم هم پیرهنشو در اورد و با یه کرست منو بغل کرد. با صدای تلمبه زدن ما اوناهم بیدار شدن. دانلود فیلم جدید و قدیم بصورت بازبینی شده در نت پاک دانلود فیلم جدید دانلود رایگان فیلم , سریال , انیمیشن — دانلود فیلم دوبله دانلود فیلم جدید — نت پاک در نظر دارد تا فیلم , سریال , انیمیشن و مستند های که بصورت یا سانسور شده هستن را برای شما کاربران عزیز بصورت رایگان و بروز گرد اورد. من یه زندایی دارم که معلمه و خیلی شاسی بلند و گوشششششششت. ساعتي بعد آن خواستگار به من زنگ زد و گفت: مادرشوهرت گفته من قصد ازدواج ندارم. اما تولد فرزندم نه تنها مشكلات ما را از بين نبرد، بلكه مزيد بر علت هم شد. بئو خانم محترم منم بعد از تشکر رفتم تو چیدن میز غذا کمکش کنم. ضرب اول آبم پاشید روی لبش و بقیش هم ریخت روی سینه و شکمش. همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. بلند شدیم رفتیم کنار اونا دیدم کس خواهرزنم داره از شهوت میترکه. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه! تو هم یهو تا دسته کردی تو شانس آوردم دادم هوا نرفت. مونده بودیم چی بگیم زنم گفت راست میگه من هم می خوام. هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. البته شوهرش از اون فهمیده هاس آدم روشنیه. بهش گفتم کاش می شد امشب با هم سکس داشتیم گفتش چطوری ؟ گفتم میشه با اونا و پیش اونا این کار رو بکنیم. رفتم پشت در و فقط صدا میشنیدم. سارا اومد و مثل دیروز همچی گذشت تا سارا بعد ار شستن ظرفها رفت تو اطاقش استراحت کنه دختر داییم هم که چون آخر ترم بود و زمان امتحانا تو اتاقش مشغول درس خوندن بود. آبم داشت می اومد گفتم حیفه یه لحظه دیدم اونا هم می خوان کار رو تموم کنن. سلام خدمت دوستان این داستان مال شش ماه پیش هست من یه خواهر زن دارم به اسم شروین از همون لحظه اول که دیدمش عاشق اندامش شده بودم هرچی خودمو بهش نزدیک میکردم یه جورایی ازم فرار میکرد مونده بودم چجوری بکنمش وقتی میرفتم خونشون فقط به اون فکر میکردم بعضی وقتا دزدکی ازش فیلم میگرفتم و باهاش جلق میزدم تا اینکه تابستون سال گذشته یه نقشه ای به ذهنم خطور کرد با یه سیم کارت جدید باهاش تماس گرفتم وپیشنهاد دوستی بهش دادم بعداز چند روز مخشو زدمو باهاش دوست شدم کم کم رومون بهم باز شد دیگه حرفامون سکسی بود کل اندامشو واسم توصیف میکرد یه روز ازش پرسیدم تا حالا با کسی سکس داشته یادلش میخواد با کسی حال کنه گفت تا حالا با کسی سکس نداشتم ولی دوست دارم بایه نفر سکس کنم بعد برگشت گفت توچطور: منم دروغکی بهش گفتم سه تا خوار زن دارم هرسه تاشونو از کون میکنم خیلی واسش جالب بود از صداش معلوم بود داره با خودش ور میره گفتم چته گفت هیچی دارم به یه چیزی فکر میکنم با هزار بدبختی از زیر زبونش کشیدم که داره توفکرش دومادشونو یعنی منو مجسم کرده بعد برگشت گفت اون یه نفریم که گفتم همون دومادمونه تااین حرفارو شنیدم سرجام خشکم زد گوشی روکه قطع کردم اومدم خونه به خانومم گفتم شب میریم خونه مامانت خیلی خوشحال شد رفتم حموم یه دوش گرفتم کیرمو شش تیغ کردمو اماده رفتن شدیم نمیدونم چطوری شام خوردم شروین داشت با چشاش منو میخورد بعد شام گفت اقا افشین میشه یه نگا به رایانه من بکنین اخه هرکاری میکنم نمیتونم کانکت بشم منم از خدا خواسته پاشدم باهاش رفتم بالا نشستم پشت کامپیوتر روشنش کدم یه صندلی اورد ونشست کنارم کامپیوتر که لود شد یه تصویر زمینه سکسی نمایان شد باخنده گفتم از این خوشگلترشو نداشتی گفت چرا دارم جلدی نشست بغلمو هر چی فایل سکسی داشت بهم نشون داد منم تو این فرصت دستمو از تو شرت روی کونش گذاشته بودم دیگه تحملم تموم شده بود انداختمش روتخت شلوار و شورتشو کشیدم پایین وای چه کون نازی داشت حدود ۱۰دقیقه واسم ساک زد کارش حرف نداشت بعد برش گردوندم یکم رو کوسش مالیدم بعد گداشتم در کونش خیلی تنگ بود به زور نصفشو کردم تو کونش داشت ازدردمیترکید یهدفه دیدم تلفنش زنگ میخور گوشی رو برداشت خانومم بود گفت تموم کنین بیاین پایین دیگه منم با اجازه رسمی خانومم تموم ابمو ریختم تو کون خواهرش و اومدیم پایین خانومم از شروین پرسید عزیزم مشکلت حل شد شروین با بی حالی گفت اره بابا مگه میشه شوهرت کارشو ناتموم ول کنه خانومم خندید گفت این از حسن سلیقه شماست سلام اگه کسی هست بکنمش واسه سکس که دوس داشته باشه بهترین سکس عمرش رو داشته باشه بهش حال بدم هیچ وقت فراموش نکنه واسش بدنش رو بخورم کسش رو بخورم با سینه هاش بازی کنم اگه کسی دنبال کسی هست که بهش حال بدم ارضاش کنه به اوج شهوت برسونمش هم ادم قابل اعتماد باشه من هستم خوزستان فرقی نمیکنه طرف حسابم کجای باشه 09393956387. خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. بعد از گذشت زمانی کوتاه به کمد لباسها رسیدم و شروع کردم به دستمالی کردن لباسهای زیر زن دایی. رفت تو اتاقش و لباساش رو عوض کرد اومد نشست رو مبل یه دامن پوشیده بود با یه تی شرت حدودا گشاد ، بعد از یک استراحت مختصر رفت سراغ درست کردن ناهار منم که طبق معمول تو نخش بودم. در هر صورت اين كار نابخردانه را انجام دادم. پیرزن زود بلند شد …خجالت کشید! باجناقم گفت : من از خدا می خوام. پیش خودم فکر کردم که چجوری می تونم بهش نزدیک بشم و بتونم خداقل دست مالیش کنم که یهو یه فکر خوب به سرم زد. همین الان که دارم بهش فکر می کنم تا ماجرا یادم بیاد از شق درد دارم میمیرم! اخه خیلی ترسیده بود خواهرش زنم حامله بشه. از صداها معلوم بود که سخت مشغول هستم من هم که داشت اعصابم خورد میشد رففتم و با هر بدبختی که بود خوابیدم صبح که پاشدم هیشکی خونه نبود ولی من هنوز از ماجرای دیشب اعصابم خورد بود بعد از خوردن صبحانه به خودم گفتم که من امروز باید سارا رو بکنم و به فکر و پیدا کردن راهی برای کردن این خانم با شخصیت فرو رفتم ولی مگه این مغز من به چیزی به جز کردن هم فکر می کرد. اما هيچ يك از خواستگاران همه اين شرايط را با هم نداشتند. پس از اين كه عقل و خلاقيت با شكست مواجه شد به سراغ تجربه رفتم. پیرزن ایستاد … برگشت و به زن نگاه کرد! زنم تو بغل باجناقم داشت از شهوت می مرد. نصف شب شده بود می خواستیم که بخوابیم یهو گفتم بیایید با هم اینجا بخوابیم. چشاش رو انقدر باز کرده بود که فکر نکنم کسش انقدر باز شده بود ازش معذرت خواهی کردم و بوسیدمش. بعد از یه ساعت بلند شدم دیدم اونا خوابیدن. باز یک قاشق انار ریخت توی دهانش و باز خندید. به همراه جدیدترین قصه های یلدایی کودکانه به همراه جدیدترین متن و قصه های یلدایی برای کودکان و نوجوانان عزیز. اون از اول دوستی ما رو می دونست و به ما کمک می کرد همدیگر رو بهتر ببینیم و با هم باشیم. ما هم کنار اونا شروع کردیم به کار. سپس شماره تلفن مادر حميد را در اختيار او گذاشتم تا با مادرشوهرم تماس بگيرد و منتظر ماندم ببينم عاقبت اين ماجرا به كجا خواهد رسيد. با کمر خوابوندمش لبه تخت و یه کم با کسش بازی کردم که گفت بکن دیگه دارم میمیرم با شنیدن این حرف خیلی حال کردم اونی که من این همه تو فکرش بودم بهم می گفت منو بکن! گفتم چه شرطی؟گفتم بیایین فقط با همسرهای خودمون فقط باشیم با دیگری کاری نداشته باشیم. رفتم تو آشپزحونه بعد از یکمی شوخی و صحبت و تشکر و پاچه خواری به خاطر رفتن به خونشون بهش گفتم زن دایی بعد از غذا وقت داری یکم با من ریاضی کار کنی ؟ که گفت باشه من هر کمکی که از دستم بر بیاد برات می کنم ریاضی که چیزی نیست همونجا می خواستم بهش بگم پس هرچه سریع تر پشت کن ببینم! زن گفت : اما من مستحقم مادر من … مستحق دعای خیر …اگه اینارو نگیری دلمو شکستی! » الکی خندیدم: «نه ناراحت نیستم. واقعا لذت کردن نسرین اینقدر زیاده که هنوزم که هنوزه ازش سیرنشدم،یجورایی بهم وابسته شدیم،حدود یکسالی میشه که هروقت فرصت پیش بیاد ترتیب کس وکونشو میدم،اگه انتقاد یا پیشنهادی دارید بفرمایید،ممنون که وقت گذاشتید داستان منو خوندید،شاد باشید. الهی خیر بیبینی ای شب چله مادر داستان کوتاه شب یلدا بابا گفت: «چه بوی خوبی! رفتم دستشویی و اومدم و رو بیدار کردم و اون هم بعد از دستشویی اومد و ما باز هم شروع کردیم. من و سارا خیلی با هم خوب بودیم و اون خیلی من رو دوست داشت و به من احترام می گذاشت و من هم همین طور ولی خوب من تو فامیل یه پسر خوب و مودب هستم خواهش می کنم تشویقم نکنید ، شرمندم نکنید پس نمیشد برم بچسبم به خانم. خوابید و پاهاش رو باز کرد از کسش داشت آب شهوت می اومد کیرم رو دستم گرفتم خواستم برم روش که خواهرش یهو اومد گفت می خوام بببینم کیرت چطور کس خواهرم رو می خواهد تصاحب کنه. منم کتاب رو بهش دادم و شروع کردم دید زدنش ولی کس کش هیچ جاش معلوم نبود با اون تریپ بچه مثبتیش مثلا می خواست جلوی من لباس چسب نپوشه ولی اون همیشه تو خونه لباساش تنگ و چسب بود به ما که رسید وا رسید ماجرا گذشت تا شب شد و بعد از خوردن شام من که خیلی خسته بودم می خواستم بخوابم که سارا جای من رو توی هال انداخت و خودشون هم به اتاقاشون رفتن و من هم تا سرم رو روی بالش گذاشتم خوابم برد. خواستم برم کاندوم بیارم که گفت نه اونجوری حال نمیده بدون کاندوم بکن فقط بپا توش نریزی ، گفتم چشم و کیرم رو یه تف زدم و گذاشتم در کس خانم و آروم هل دادم تو ووووووی چه حالی میداد آروم تا دسته کردم تو که دیدم قرمز کرده گفتم چیزی شده بدبخت نفسش بند اومده بود نفسش که جا اومد گفت احمق من که گفتم کیر تو از داییت بزرگتره من بهش عادت ندارم از این به بعد عادت می کنی! من هم گفتم راستش رو بخواین من هم می خوام. راستی من یه دختر دایی 9 ساله هم دارم که مدرسه بغلی مامانش درس می خوند آخه زن داییم معلم پسرونه بود اونم از نوع ابتدایی داییم همم که صبح می رفت سر کار و شب میومد و من هم چون تو خونمون سکوت و آرامش کمتر حکم فرما بود به دلایلی مخ مامانم رو زدم که به دایی بگه که من برم اونجا و تازه اینجوری می تونم سوالهام رو هم از زن داییم بپرسم. زنم داشت تعجب می کرد گفت خوبه آفرین چشم مارو دور دیدی گفتم برای بار آخر می خوام خواهرت رو بکنم. بعد از اومدن دختر داییم ناهارو زدیم تو عروغ و من رفتم پای درسام که بعد از حدودا یه 15 دقیقه سارا اومد پهلوم نشست و گفت کتابتو بده ببینم چی داره توش. این ماجرا حدود 10 دقیقه ادامه داشت که دیدم اگه این دو تا میک دیگه بزنه کارم تمومه و سریع کیرم رو از دهنش کشیدم بیرون که یهو دهنش یه صدای باحال داد که از خنده روده بر شدم. می تونست ؟ سارا اسم زن دایی منه! راهش رو کشید رفت … چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …مادر جان! روزها داشت می گذشت و ما دوتا بیشتر روز ها به خونه باجناقم می رفتیم و با اونا بودیم. جلو خواهرم منو بکن بعدش گفت خواهر سکسی من بیا ببین چطور کسم می خواد باز شه. شما میتونید فیلم ها را به صورت آنلاین تماشا کنید یا دانلود کنید ، همینطور میتونید با ثبت نام در سایت آویزون از سیستم دوست یابی استفاده کنید. توهم بیا ببین خلاصه زنم کنارمون نشست و کردن خواهرش رو نگاه می کرد و پستونای خواهرش رو لیس می زد. دانلود فیلم جدید و دانلود فیلم دوبله فارسی و دانلود فیلم خارجی دوبله Download new movie with direct and free link Dubbed and censored Stay tuned with filmpaak ثبت شده در ساماندهی پایگاه های اینترنتی : بر روی تمام فیلم ها اصلاحات لازم اعمال شده ، لازم به ذکر هست که نت پاک در سایت ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است و نهایت همکاری را با کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه خواهد داشت ، در صورت گزارش این کارگروه محتویات یا صفحه مورد نظر مسدود یا اصلاح خواهد شد. بعد از این که سارا رفت منم رفتم به اتاقش ، آروم وارد شدم اول ورود به خودم گفتم که مرگ یه بار شیون یه بار رو تخت خوابیده بود و به بغل آروم رفتم پشتش و منم خوابیدم کنارش و با ترس و لرز شروع کردم کیرم رو مالیدن به کون سارا جونم. زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم! یهو باجناقم گفت ببینم شما دارین چیکار می کنید لحاف رو بلند کردم و گفتم هیچ داریم براهم قصه می گیم. پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه …. بگذریم ، من یه مدت بود فکر کنم از دوران دبیرستان تو نخ این خانم خوشگل بودم و یادش بخیر چقدر به یادش اون موقع ها می جقیدم. بعداز نیم ساعت دیگه از هرچی کس وکیر بود خسته شدیم. از آنجايي كه خواهرم نابغه فاميل است، نخست او را براي مشاوره برگزيدم. فكر كردم اشتباه شنيدم: چي؟ - گفتم بايد براي مادرشوهرت شوهر پيدا كني! گفتم بریم اتاق اومدیم بیرون و همدیگر رو خشک کردیم و کار رو ادامه دادیم. برای کنکور من خونشون تلپ بودم برای اینکه سوالهام رو ازش بپرسم. مال همدیگر رو شروع کردیم خوردن. گفتم بیا و ببین باجناقم هم اومد خلاصه آروم سرکیرم رو گذاشتم جلوی کس زنم اون دوتا هم خم شده بودن وداشتن اونو می دیدن که آروم کیرم رو فشار دادم دیدم خیلی خیلی آروم لغزید رفت تو همین که تمامش رفت تو زنم لرزید فهمیدم گه بخاطر دیدن اونا زود ارضاء شده خلاصه داشتم با تمام وجود عقب وجلو می کردم اونا هم رفتن بغل هم. سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر زن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه ای،رونای پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم میفهمید،اونم ازقصد، فرصت پیش میومد ،سروسینه وگل وگردن نشونم میداد،دیگه هردومون میدونستیم چی میخایم. آویزون کامل ترین سایت سکسی ایرانی در کل دنیا میباشد. مطمئن بودم که اون دوتا متوجه این موضوع بودن. من کیرم باد کرده بود رفتیم آشپزخونه و وحشیانه همدیگرو بغل کردیم و بوسیدیم. البته اون شب رو هیچ وقت از یادم نمی ره. رفتم جلو کمی از آب دهنم رو زدم به کیرش. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت … پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه … رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه … میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش … هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن … برق خوشحالی توی چشماش دوید. پاشدم و یه آبی به دست و صورتم زدم و با تلقین به خودم شهوتم رو پایین آوردم و رفتم پای درس و مشقم. کیرم رو انداخته بودم لای چاک کونش و مشغول بالا و پایین کردن بودم دستم هم برده بودم روی کسش و داشتم با کسش بازی می کردم سارا خواب بود که یهو از خواب پرید و … وقتی منو تو اون وضعیت دید با ناراحتی بهم نگاه کرد که منم پاچه خواری رو شروع کردم آخه کاره دیگه ای نمی تونستم بکنم و گفتم که دوست دارم و به سکس با تو خیلی نیاز دارم و این جریان بین من و خودت باقی می مونه و از این حرفا حدود نیم ساعتی رو مخش بودم که با اکراه گفت باشه و من شروع کردم رفتم تو لباش و حالا بخور کی نخور یکم که لب گرفتم دیدم که نه بابا این هنوز حشرش پایینه و فاز نمیده رفتم سراغ لاله گوشش و با زبون زدن بهش احساس کردم که ریتم نفساش عوض شد دوباره رفتم رو لباش و شروع کردم لبای داغی داشت و خوب هم جواب کارای منو می داد در همین حین دستم رو بردم تو پیرهنش و شروع کردم با سینه هاش بازی کردن ، یه چند دقیقه ای مشغول بودم یهو یاد دختر داییم افتادم رفتم در رو از تو قفل کردم اومدم با خیال راحت دوباره مشغول شدم ، پیرهنش رو در آوردم و از رو سوتین شروع کردم خوردن سینه هاش خودش سوتین رو باز کرد و سر منو به سینش فشار داد انگار خودشم حشرش زده بود بالا و منم که از خدا خواسته شروع کردم خوردن و گاز گرفتن سینه هاش صداش کل اتاق رو گرفته بود ، دیدم خیلی داره جیغ جیغ میکنه گفته ساکت باش الان دخترت میاد تو گفت باشه و آروم تر آه و اوه می کرد من دوباره رفتم رو لبش بعد دو سه حرکت رفتم پایین و دامنش رو کشیدم پایین و از رو شرت شروع کردم لیس زدن کس خانم خیلی خوشش می اومد شرتش رو در آوردم و چی می دیدم یعنی باورم نمی شد که من به این موفقیت دست یافتم خوب دیگه ما اینیم! پستونهای خواهرزنم رو شروع کردم به خوردن. تمامی حقوق سایت کیلپ سکسی محفوظ است. وقتي ديدم پاي مرگ و زندگي فرزندم در ميان است يك بار براي هميشه تصميم گرفتم مقابل او بايستم و با لحني بسيار جدي و محكم به مادرشوهرم گفتم: لطفا تو كارهاي من دخالت نكنيد! دیگه داشتم دیونه می شدم که دیدم ساعت نزدیک 12 هست آخه زن داییم ساعت 12 تعطیل میشد. خلاصه باجناقم هم نامردی نکرد و کیرش و تا ته گذاشت تو کسش. گفتم می خوام آبم رو بریزم رو پستونات. سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار …. ساعت 12:30 بود که زنگ زدم در رو باز کردم دیدم که زن دایی هست و داره از گرما هلاک میشه زود اومد تو و من رفتم براش یه لیوان آب خنک آوردم ، بعد از اینکه آب رو خورد شروع کرد به لخت شدن … نه بابا بهم فحش ندین داشت مانتوش رو در می آورد خوب نمی تونست که با مانتو و روسری جلوی من بشیه! رفتم زیر لحاف و شروع کردم لباس هامو در آوردن. خواهرزنم گفت یه چیزی بگم من دوست دارم جفت ها عوض بشه. با خودم گفتم دیگه جای خجالت کشیدن نیست بهش گفتم بیایین با هم راحت باشیم می دونیم که هر چهارتاییمون چقدر دلمون می خواد با هم این کار رو بکنیم پس بیایید از هم خجالت نکشیم. یه بدن سکسی کامل بدون هیچ گونه نقصی پستونهای گرد و برچسته و یه کس طلایی. سرعتم رو زیاد کردم و موقعی که کیرم رو می کردم یه صدا میداد که من عاشق این صدا هستم دیگه داشت آبم میومد که به سارا گفتم ، گفت بریز زوی سینم سریع برگشت و منم شروع کردم جق زدن و تو لحظه آخر سر کیرم رو گرفتم به طرف صورتش و 3 — 2 -1 — آتش! خلاصه هرچهار تامون سست افتادیم کنار هم بوی عرق و شهوت می اومد. به زنم گفتم ما هم بریم مال اونا رو نگاه کنیم. داستان کوتاه شب یلدا شب سردی بود …. زنم این موقعیت رو بهم نشون داد. یهو از خواب پریدم دور و برم رو دیدم ساعت 1:10 بود می خواستم بخوابم که دیدم یه صداهایی می یاد ، گوش تیز کردم خوب شنیدم و فهمیدم که بله توی اتاق داییم اینا پارتی برگزاره. یک سکس واقعی داشتیم خلاصه ما دو تا با هم ازدواج کردیم. سکس،بعد ازچندثانیه کیر نیمه خوابمو که داشت آروم آروم به خواب عمیق میرفت رو ازکسش کشیدم بیرون،آبای کیرمم باریزش ملایم ازکسش بیرون میومد،صحنه سکسیه سکسی بود،سریع بادستمال خودمونو تمیزکردیم ولباسامونو پوشیدیم،روی مبل همدیگه روبغل کرده بودیم ولب میگرفتیم،این حشری بازیای بعدازسکسش فوق العاده بود. برگشتم و به زنم گفتم بیا کار اصلی رو بکنیم اون هم قبول کرد. اول با دست روش می کشیدم و نازش می کردم مثل هلو بود و خیلی خیس با لبام بوسش می کردم کس خانم رو و با زبون شروع کردم لیس زدنش طعم جالبی نداشت یا شایدم که من خوشم نیومد ولی چیز توپ بود چیزی بود که من خیلی وقت بود تو کفش بودم زبونم رو انداختم لای کسش و هی فشار می دادم تو ، بعدش با کلتوریس بازی کردم و هی زبونش می زدم که خیلی حال می کرد از رفتاراش معلوم بود بعد این که کس خوری ما تموم شد یعنی بهتره بگم خودش تمومش کرد منو از رو خودش انداخت پایین و شروع کرد مثل وحشی ها شلوار منو در بیاره داشت منو بگا میداد خودم لباسم رو در آوردم و فقط موند شورتم که اونم سارا امونش نداد و سریع درش آورد کس کش شرته گیر کرد به کیرم و خیلی دردم اومد ولی بعدش خوب بود چون سارا کیر منو تا دسته یهو کرد تو دهنش که با یه عق جانانه اونو پس زد. سلام من مجید دانشجوی رشته کامپیوتر با 18 سال سن از تهران هستم asl plz! شوهرش گفت اوهوی چه خبره؟گفتم مگه تو حالت بهتر از منه همه خندیدیم اخه کیرش تو دست زنم راست شده بود و داشت با اون بازی می کرد. باجناقم هم خودش رو شکم زنم خالی کرده بود. اگر به دنبال دانلود فیلم جدید با ما همراه باشید. دوتا پتو انداختیم زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم. ما همیشه تمام تلاش خودمون رو برای اضافه کردن موارد جدید به سایت برای مشتاق نگاه داشتن عزیزانی که به مسائل جنسی و پورن علاقه دارند انجام میدیم. مادربزرگ اشک هایش را پاک کرد تا بهتر ببیند. صورتش رو قرص گرفت … دوباره سردش شد! وسط کار برگشتم دیدم خواهرزنم لخت شده. صبح دیدم خواهرزنم لخت داره تو آشپزخونه صبحانه درست می کنه. خلاصه بعدازاینکه واسه زدن چوب پرده رفتم وترتیب کس وکون نسرین جون ،خواهرزن نازوپلمو دادم،برگشتم خونه،باورم نمیشد کس وکون نسرینو گاییدم،به سکسمون فکرمیکردم کیرم داشت منفجر میشد،یکی دوساعت بعدش نسرین توی تلگرام پیام داد،نوشته بود محسن جون درچه حالی؟منم گفتم ازاونوقت تاحالا کیرم بیادت سیخه سیخه،یه جووووون نوشت وتلفن زد،کلی ازماجرایی که بینمون گذشت تعریف کردیم،لامصب نسرین ازصداش پشت تلفن شهوت میبارید،با عشوه گریای نفس نفس زدن وآخ وجون گفتناش مشخص بود حشریه هنوز،بهش گفتم بیام یه دست دیگه بکنمت؟روهوا قاپید وگفت میای؟منم کلاس گذاشتم گفتم نه بابا ،حالا وقت بسیاراست،با یه مسخره کردن صداش گفت محسن ازوقتی رفتی همش بیادتم،دلم میخاد بغلت باشم،پسرش ساعت دو ونیم ازمدرسه میومد ،وقت نمیشد تا اونجا برم وبکنم،نسرین قانع شد که نمیشه،ولی بال بال میزد واسه اینکه بکنمش،قسم میخورد شوهرش تاحالا کسشو نلیسیه براش،بد دله،میگفت تا حالا این مدتی وبا این هیجان سکس نکرده باهاش،میگفت اکثرا قبل از ارضا شدن نسرین ارضا میشده،نسرینم بقیشو تا ارضا شدن با دست خودش خودشو میمالیده،تلفنی تاپسرش برسه حرف زدیمو بعداز اومدن پسرش رفتیم تلگرام،توتلگرام پیام داد به بهونه خرید میام بیرون بیا بریم یه دوری بزنیم،واسه ساعت سه ونیم قرارگذاشتیم سرکوچشون،وقتی رسیدم نسرینم رسید وسوارماشین شد،کناردستم نشسته بود ،یه نگاه سرتاپاش کردم ،خوشگل وناز ،با اندام فوق سکسی ،یکم آرایش کرده بود ،بوی ادکلنش مستم کرده بود،طی مسیر دستش تودستم بود ودستمو میمالیدوبوس میکرد،حشری بازی درمیاورد حسابی،توی ماشین اززیرچادر ومانتوش ساپورتشو تازانو کشید پایبن،هروقت موقعیت پیش میومد دستمو به کسش وروناش میرسوندم،کسش باداشت ،نمناک شده بود،نمیشد دیگه بیشترازاین پیش بریم،یکی دوساعتی چرخیده بودیم،بردم نسرینو رسوندم خونشون،خودمم اومدم خونه،فرداصبحش دوباره تلگرام پیام داد ، بعدازسلام علیک وحال واحوال یراست گفت میای اینجا؟کیرم سیخ شده بود ،فقط فرمان کردن ازمغزم ساطع میشد،گفتم اومدم وسریع حاظر شدم رفتم خونه نسرین،واییییی درو که بازکرد دیدم یه بادی سکسی فانتزی خیلی شیک تنش کرده ،که مدلش ازاینایی بود که جای کس وکون وسینه هاش خالی بود،کسش مثه دوتا کلوچه تپل چسبیده بهم ازبادی افتاده بود بیرون،نصف حجم سینه هاشم ازش بیرون مونده بود،یه بند نازکم ازپشت رفته بود لای قاچ کونش،یه آرایش سکسی هم کرده بود،موهاشم تا شونه هاش بود روافشون کرده بود،همونجا بغلش کردم ولب تولب شدیم،سینه هاشو میمالیدیم،کونشو دست میکشیدم،لبو کندم رفتم سراغ ممه های نازش ،واییییی میک میزدم نوکشونو نوبتی،همزمان بادستم کسشو میمالیدم،نسرینم فقط آه وناله میکرد،چشماش خمارشده بود،سریع لخت شدم ،نشستم روی مبل نشستم ونسرین اومد جلوم نشست وبا ولع کیرمو ساک میزد،کیرمو که با آب دهنش خیس شده بود رو به صورتش میمالید ومیکوبیدش به سینه هاش،سینه هاشو به کیرم فشارمیداد وبالا پایین میکرد،جامونو عوض کردیم ورفتم لای پاش وکس نانازشو بازبونم لیس مالیش میکردم وزبونمو به سوراخ کونش میمالیدم،ناله هاش شهوتی ترو تکون تکون خوردناش بیشتر میشد،رفتم بالا ولباشو بدندون گرفتم ،چشماشو نگاه میکردم میدیدم سیاهی چشماش تا به تا شده ،لب بازی میکردیم وکیرمم همزمان روی کسش بازی بازی میدادم،هی التماس میکرد بکنم تو کسش،منم با یه فشار سرکیرمو سردادم توکس تنگ وداغ وآبدارش،همونجا نکهش داشتم،نوک سینشو میک ملایم وشهوتی میزدم،سرکیرمو در کسش عقب جلو میکردم،اصرار داشت تا ته کیرمو فشاربدم توکسش،منم بازیم گرفته بود ،خاستم یکم دیگه تشنه ترش کنم،بالاخره آروم آروم تا ته کیرموتوکسش فروکردم،نمیدونم سرکیرم به کجا میخورد که دیوونم میکرد،ناله های نسرین دیگه به جیغ آروم تبدیل شده بود ومنم همزمان که توکسش عقب جلو میکردم یکی یکی نوک ممه هاشو میخوردم ،یکی دوبارم ممه هاشو بسمت هم فشاردادم ونوک جفت ممه هاشو میکردم دهنم،به جفت ممه خوردنه خیلی واکنش نشون داد،ناله های بی اختیارمیکردوازاون پایینم کیرمنو لاپاشو خیس میکرد،یورش کردمو لباشو به لب گرفتم ویکم کجش کردم ودستمو به کونش گر فتمو لبمو به لبشو ،کیرمم با ریتمی ملایم ولی محکم میکوبیدم ته کسش،وقتی دیدم چقد حشرش زیاده کیرمو ازکسش دراوردم وگفتم اگه برام فانتزی بگی بازم میکنم وگرنه بهم مزه نمیده،نسرین گفت فانتزی ازچی بگم برات؟گفتم ازدستمالی شدنای خودت توی خیابونا یا ماشینا یا عروسیا،اصرارداشت کیرمو بکنم توکسش ،میگفت بکن توش میگم برات،سرکیرمو درکسش تنظیم کردم،نگام به لباشو چشاش بود،اولش من ومن میکرد حرف نمیزد ،یکم سرکیرمو درکسش بازی بازی دادم،بایه حالت شهوت همراه خجالت گفت توی یه عروسی مربوط به فامیلای شوهرش دستمالی شده،با شهوت میگفت یه پسره تا فرصت پیش میومد کونمو میمالید،چندباری هم ازپشت چسبیده بهش،باناله میگفت کلفتی کیرشو روی کونم حس میکردم،منم با حرفاش حشری ترمیشدم وتلمبه هامو محکم ترمیزدم توکسش،ناله هاش توآسمون بود،با این تعریفا وتلمبه زدنا آبم داشت میومد،گفتم آبم داره میاد کجا بریزم ؟نسرین گفت همشو توکسم خالی کن،قرص خوردم،باچندتا تلمبه کاردرست دیگه آبم اومد وتا قطره آخرشو تو کس نسرین ریختم،نسرین خیلی شهوتی وقوی بود توی. خواهر زنم طوری نشسته بود که دستش رو گذاشته بود روی کیر شوهرش و شوهرش هم با دستش کونش رو بازی می داد. یلدا یک سنت باستانی است و در این شب رسم است که بزرگترهای فامیل برای کودکان قصه و داستان تعریف می کنند و این شب اول زمستان را که بلندترین شب سال است کنار هم جشن می گیرند. و از پشت باجناقم داشت کسش رو می گایید. سرو صدایی می کرد که تعجب کردم. خانواده هامون وقتی فهمیدن که ما دوتا همدیگر رو دوست داریم با ازدواج ما موافقت کردند. تصمیم گرفتیم همه با هم همدیگر رو بغل کنیم. زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد … پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد … قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش … دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه …. خواستیم لباس بپوشیم بهم نگاه کردیم وهمگی با هم خندیدیم چون لباس پوشیدن دیگه معنی نداشت.。 。 。 。 。 。

次の

داستان شب یلدا به همراه جدیدترین قصه های یلدایی کودکانه

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。

次の

عکس سکسی ایرانی

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستانهای سکسی و مشتی: داستان سکس خانوادگی

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。

次の

سارا زن دایی من !

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان کده سکسی: خواهرزن خجالتی

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。 。

次の

فیلم سکسی خارجی

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。 。

次の

سارا زن دایی من !

داستان جدیدسکس

。 。 。 。 。 。 。

次の