داستان سکس خشن。 Fw: Fwd: X یک داستان واقعی

داستان زنان متاهل و تجاوز جنسی خشن شیطان صفتان اهواز

داستان سکس خشن

خلاصه یک روز بعد از ظهر دل به دریا زدم و رفتم طبقه بالا و زنگ در منزلش را زدم. اکبر آقا من آمدم تو منو بکنی خوشبختانه اکبر آقا حرف مرا باور کرد و مرا با اردنگی از منزل خود بیرون انداخت. زن جوان و زیبایی بود و لبخند زیبایی بر روی لبانش داشت. من دلم به شدت برای مریم تنگ شده بود. گفت که برای اینکه همسایه ها حساس نشوند درب را باز می گذارد و من بدون اینکه در راهرو صحبت کنم به آپارتمان او بروم. بدون چادر با لباس خانه یقه باز به پیشوازم آمد و کاسه پر از آجیل را از دستم گرفت و گفت چون با روغن داغ دستش را سوزانده از من خواست به او کمک کنم. وقتی گفت حمام بوده به اختیار بدن لخت او را در زیر دوش تصور کردم. ولی تا مدتی به فکر لبخند زیبای او بودم. گفت اگه منظورت سکسه که نه من هنوز دخترم و نمیخوام بد بخت بشم من گفتم عزیزم منم نمیخوام بد بخت بشم ببین هر دختر 3 تا سوراخ داره حالا 1 دونش بسته شده بقیه که بازه گفت نمیدونم ولی آخه چه طوری تو که خونتون دوره خیلی دیر به دیر هم میاین اینجا ما هم همین طور پس جا چه طوری جور کنیم ؟ گفتم نمیدونم حالا صبر کن فعلا. جواب دادم که پدرم چند سال است به رحمت خدا رفته و مادر پیرم در شهرستان نزد برادرم زندگی می کند چند روز بعد زنگ درب آپارتمان مرا زد و یک کاسه آش به دست من داد و گفت که برای خودشان پخته بود و یک کاسه هم برای من ریخته. بزودی توی شهونی اپ می کنم هیچکدوم دانلود نشد همش سرکاری بود من واقعا نمیدونم چرا بعضیا زحمتی رو که میکشن بی نتیجه و بیهوده است خب همین فیلم ها رو رو آپلود سنتر شهوانی بذارین که همه بتونن استفاده کنن سکس زوری سکس زوری شوهر خاله با من دانلود ده ها مجله ی توپ سکسی توی این دوره زمونه برای پیدا کردن پورن با کیفیت اصلا لازم نیست پول بدید. من هم سلام کردم و بعد از خرید از مغازه بیرون آمدم. گفت بدم نمیاد گفتم اوکی یه روز میام خونتون واست تعریف میکنم. بعد از اون ماجرا بازم سکس داشتیم ولی همش از عقب بوده یه چند بار هم برام ساک زد تا آبم اومد. از طرفی دلم می خواست باز هم او را ببینم. من هم مجبور شدم خیلی زود از آن منزل نقل مکان کنم. عذر خواهی کرد و گفت حتما آن موقع حمام بوده و صدای زنگ درب را نشنیده. چند وقت دیگه قراره برم خواستگاریش و باهم ازدواج کنیم که اون موقع به آرزوم میرسم و میتونم کسش رو هم فتح کنم امیدوارم خوشتون اومده باشه مهم نیست که فحش میدید یا نه ولی فقط میخوام بگم رفتار هرکس نشانه تربیت خانوادگی اوست با تــــــــــشکر از همــــــــــه. در این مدت چند بار با شوهر او در خیابان و یا راهرو روبرو شده بودم و سلام و علیکی کرده بودیم. مثل آدمهای جادو شده به دنبال او به اتاق خواب رفتم و خودتان می توانید تصور کنید چه اتفاقی افتاد. کم کم اس ام اس های سکسی هم میدادیم. آن روز مدت بیشتری به فکر او بودم. گفتش در مورد حسین شده بعضی وقتا فکر کردم. با اینکه بخاطر شوهر نجارش کمی احساس خطر می کردم ولی شوق دیدن او مرا به آپارتمان او کشانید. چند روز صبر کردم تا برای کاری دیگر مراجعه کند تا کاسه آش را که کمی آجیل در آن ریخته بودم به او پس بدهم. از یک طرف فکر اینکه یک زن دیگه بگیرم را اصلا نمی کردم. جواب داد این را می داند و منظور از احوالپرسی از خانواده ، پدر و مادرم هستند. خلاصه یه روز که رفتیم خونشون دوباره بردمش تو اتاق و بهش گفتم که تو اول با من دوست بشو بعدش من یه راه هایی رو یادت میدم که بتونی حسین رو جذب خودت کنی. او درب را باز خواهد گذاشت و من می توانم پیش او بروم تا مدتها کار ما همین بود. از طرفی بالاخره مرد بودم و به جنس مخالف نیاز داشتم. کلیپ سکس هر روز برای شما عزیزان به صورت رایگان داستان سکسی , فیلم پورن خارجی, فیلم سوپر ایرانی , فیلم سکسی دوجنسه, کلیپ سکسی دوجنس گراها و بای سکشوال ها , فیلم های سکسی هم جنسگراها ی مرد و گی و لزبین هارو اضافه میکند تا شما عزیزان بصورت کاملا رایگان از محتواهای کلیپ سکسی لذت ببرین. اسم او اکبر بود در مجموع آدم خشن و ضمختی بود. بدون توجه به او خریدم را کردم و از مغازه بیرون آمدم. فردای آن روز بعد از ظهر به منزل ما تلفن کرد نمی دانم تلفن من را از کجا آورده بود و خواهش کرد چند دقیقه بروم بالا. سکس زوری تعدادیشون ساختگی ولی تعدادیشون هم بعد از دانلود متوجه میشید که کاملا واقعی هستند. از طرفی عشق به مریم نمی گذاشت در مورد عواقب ادامه این رابطه فکر کنم پس از مدتی مریم و شوهرش برای چند روز به مسافرت رفتند. اکبر آقا با تعجب و با خشونت به طرف من برگشت و گفت مرتیکه تو تخت خواب من چکار می کنی؟ تنها جوابی که داشتم بدهم این بود. ناچار به آپارتمان خودم برگشتم. شبی که از مسافرت برگشتند تا صبح نتوانستم بخوابم. وقتی شوهرش در راهرو از جلوی درب منزل ما می گذشت و من رفتن او را می دیدم. بعدش شروع کردم اس ام اس های سکسی دادن که اون هم جواب میداد. شوهر این زن جوان یک نجار نه چندان جوان ولی قوی هیکل است که هر روز صبح زود از منزل به سر کار می رود و حدود هشت ، نه شب به منزل بر می گردد. که یهو بلند جــــــــیغ زد : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخ گفتم چته بابا گفت راست میگفتی از بمب هم بد تر بود گفتم چیزی نیست یواش یواش عادت میکنی آروم آروم حرکت میدادم که دیدم دیگه کاملا دردش از بین رفته و داره حال میکنه تند تند شروع کردم به تلمبه زدن که احساس کردم داره میاد آبم بهش گفتم کجا بریزم گفت بریز بیرون منم تند تند زدم و سریع در آوردم ریختم روی کمرش و افتادم کنارش روی تخت. پس از سلام و علیک خودش را مریم معرفی کرد و گفت که همسایه طبقه بالای ماست و پرسید آیا قبض موبایل آنها اشتباها برای ما آمده است یا نه. بعد از اینکه کمی آرام شدیم گفت از این به بعد وقتی شوهرش اول صبح به سر کار رفت بهترین موقع دیدار ماست. خود بخود به وضعیت آنها حساس شده بودم. اومدیم بیرون و خلاصه لباس هامون رو پوشیدیم و همه جا هایی که امکان داشت اثری بمونه رو هم پاک کردیم و کاملا مطمئن شدیم که دیگه هیچ اثری نیست و همون موقع بود که زنگ به صدا در اومد و همه برگشتن توی خونه. به او گفتم تنها زندگی می کنم و از همسرم جدا شده ام. وارد تخت خواب شدم و از پشت او را بغل کردم. یه روز دیگه که رفتیم خونشون نشستم پیشش و گفتم که گفتی منو بیشتر دوست داری آره ؟ گفت آره گفتم حاضری کاری که میگم رو انجام بدی ؟ گفت چه کاری ؟ گفتم میدونی چه کاری رو میگم. صبح زود وقتی درب آپارتمان آنها صدا کرد با همان زیر پیراهن و زیر شلواری بیرون پریدم و به آپارتمان آنها رفتم. فقط این را بگویم در طول چند سال زندگی با زنم ، هیچوقت اینقدر از سکس لذت نبرده بودم. خودم دان کردم و دیدم سکس زوری از هرکدوم یک عکس به همراه لینک دانلود اصلی قرار دادم. با یک کمی سرچ می تونید کلی مجله ی سکسی آنلاین پیدا کنید: مثلا اینجا این مجله های باکلاس همه با فرمت پی دی افت هستند اما بعضی هاشون که روی رپیدشر هستند رو فقط با داشتن اکانت می شه دانلود کرد. از اون روز به بعد خیلی خیلی با هم صمیمی شدیم و باهم شب ها اس ام اس بازی میکردیم. بعدش زبونم رو گذاشتم روی سوراخ کونش و سعی میکردم بکنم توش. در ضمن اونایی هم که عاشق سکس خشنن با دیدن این فیلما و تصور اینکه جای یکی از این زنا باشن مطمئنا واسه همیشه ترس از سکس خشن را در دلشون می اندازه. یه روز بهم گفت من حس میکنم به تو بیشتر از حسین علاقه دارم. وقتی درب را باز کردم همان زن را دیدم که با همان لبخند زیبا دم درب ایستاده. گفت باشه مشکلی نیست من با مامان بابام و مامان بابات میریم بیرون میگردیم و بعدش هم میریم پارک و بیرون غذا میخوریم شما هم غذا توی قابلمه هست بریزین و بخورین گفتم چشم اونم گفت که خوب دیگه بریم همه رفتن آماده شدن و رفتن بعد به آرزو گفتم دیدی گفتم مکان جور میشه گفت آره دمت گرم گفتم بریم تو اتاق رفتیم خوابیدیم روی تخت و من بهش گفتم آماده ای ؟ گفت چرت و پرت نگو مگه میخوای بمب بزنی که میگی آماده ای ؟ گفتم شاید از بمبم بد تر باشه گفت باشه آمادم تا اینو گفت شروع کردیم به لخت شدن بعدش سریع لبم رو گذاشتم روی لبش و شروع کردیم به لب بازی بعدش آروم آروم اومدم پایین گوشش رو کردم توی دهنم گردنش رو کامل براش لیس زدم زبونم روی شکمش حرکت دادم اومدم پایین شرتش رو در آوردم و زبونم رو کشیدم روی کسش آروم آروم زبونم رو روی کسش حرکت میدادم بعد از کس لیسی حسابی بهش گفتم بیا برام ساک بزن گفت تاحالا ساک نزدم نمیدونم چه طوریه گفتم کاری نداره که بکنش توی دهنت و جلو عقب برو ولی مواظب باش دندون هات نخوره بهش گفت باشه و این کارو به نحو احسن انجام داد. بله درست حدس زدید، او اکبر آقا بود که در تخت خواب خوابیده بود. اون روز گذشت اما شمارشو داشتم بهش اس ام اس دادم که در مورد کدوم پسر فکر کردی ؟ گفت به کسی نمیگی ؟ گفتم نه بابا به کی بگم. وقتی تصور می کردم این هیکل ضمخت چطور بدن لطیف مریم را در آغوش می کشد چندشم می شد. با آن وضعیت خواب آلود اصلا نفهمیدم که آن روز جمعه است. بهش گفتم به نظرت من چطورم ؟ گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی به نظرت طوری هستم که یه دختر خوشش بیاد ؟ گفت بد نیستی گفتم دوست داری راه های جذب پسر هارو بهت یاد بدم که بتونی حسین رو تور کنی؟. خــــــــیلی حال کردم دیگه جون نداشتم تکون بخورم اونم بلند شد رفت حموم که منم بلند شدم رفتم توی حمام هم یکم لب بازی کردیم ولی سکس نداشتیم. احتمال زیادی می دادم که موضوع قبض موبایل بهانه است. روز بعد وقتی در مغازه میوه فروشی بودم همان زن وارد شد و به من سلام کرد. به آهستگی وارد شدم و درب را بستم. فردای آن روز در خیابان او را دیدم و به او گفتم که روز گذشته برای پس دادن کاسه آمده بودم. اصلا موضوع سوختن و این حرفها نبود. مریم هم خانه دار است و بچه ای هم ندارند. تمامی حقوق سایت کیلپ سکسی محفوظ است. در طول روزهای بعد مریم را در کوچه یا در مغازه می دیدم و همیشه با همان لبخند گرم و زیبا با من روبرو می شد. پس از کمی تحقیق متوجه شدم که آنها درست در طبقه بالای آپارتمان من زندگی می کنند. حسابی خیسش کردم کونش رو و بعدش بدون این که چیزی بگم کیرم رو تا ته کردم تـــــــــــــوش. بعدش واسه همین فکر کنم بهتر باشه ما نیایم و بشینیم با هم درس هامون رو تمرین کنیم. مریم برای خرید نان به بیرون رفته بود. بعد از ظهر دو روز بعد وقتی از سر کار به منزل برگشتم. در طول دو ساعتی که پیشش بودم چنان لذتی به من داد که تا عمر دارم یادم نمی رود. یک روز تو بقالی زن جوان چادری را دیدم که برای خرید آمده بود. سریع می پریدم طبقه بالا و با مریم حالی می کردیم. من به فرزاد داداش آرزو گفتم که آرزو یکم مشکل درسی داره بهم گفت به من یاد بده. همون موقع داداش دختر عمم اومد تو خونه و سلام احوال پرسی کرد و گفت که یه ماشین جدید گرفته و این که میخواد همرو ببره بگردونه با ماشینش من به آرزو اسم دختر عمم گفتم بیا اینم مکان گفت یعنی چی ؟ گفتم یعنی نمیفهمی ؟ خوب اونا الان میرن بیرون ماهم یه بهونه میاریم دیگه گفت اوکی. یک بار در حیاط با هم کمی صحبت کردیم. سلام به دوستان گل شهوانی من مینوام 2ساله ک تو سایت داستان میخونمو خیلی دلم میخواست براتون خاطرمو تعریف کنم ک بالاخره سرم خلوت شدو شروع کردم ب نوشتن خب اول از ویژگیه ظاهریم بگم ک قدم 168 و وزنم 50 سینه هام گردو سفت با نک صورتی بخاطر ماساژ با روغن و تمرینات باشگاه و باسنمم ب قول پسرا تقریباا تاقچه ای و کمر باریکی دارم وتوپرم و پوستم سفیده تعریف از خود نباشه خوشگلم و البته لوند شاید فک کنین دروغه چون تو بیشتر داستانا اینجوری خوندم ک همه جذابنو تو دل برو اما خاطره ی من واقعیه از اول دبیرستان شروع کردم ب فیلم دیدن از همه نوع و باعث شد سکسو یاد بگیرم خب ماجرا از این قراره که بخاطر علاقه زیادم ب پزشکی رشتموتجربی زدم درسم خوب بود ولی تو فیزیک ضعیف بودم سال دوم دبیرستانو با بدبختی گذروندم سال سوم قرار شد بابام ک استاد عربی تو یه موسسه بود ی معلم خوب پیدا کنه ک خصوصی بهم درس بده خلاصه با همکاراش درمیون گذاشتو دوست بابام ک فامیلیش ناصری بود گفت پسرش استاد ریاضی و فیزیکه و 30 سالشه و اسمش علیرضاست خلاصه قرار شد دوشنبه ساعت 5تا7 و نیم برم ک باهام کار کنه اینم بگم ک بابام خیلی بهشون اعتماد داشت ی تیپ اسپرت زدمو با تاکسی رفتم خونش و زنگ زدم درو باز کردو گفت سلام بفرمایین تو پسر خوبی به نظر میومد چهرش تقریبا جذاب بود با هیکل توپر و شونه های پهن و قد تقریبا177یا8 از وقتی دیدمش تو کفش بودم و تو خودارضایی هام همش تصور میکردم ک داره منو میکنه بعد از چهار جلسه جو بینمون صمیمی تر شد گه گاهی شوخی میکردیم و رومون بهم باز شده بود با بهانه یا بی بهانه دستشو میذاشت تو رونام یا سینم منم بدم نمیومد ولی از اون جایی ک پرده داشتم نمیخواستم خیلی زیاده روی کنم ک بد نشه جمعش کرد کم کم زدیم تو خط جک ها و حرفای سکسی اینم بگم ک گاهی بیرون یواشکی باهم قرار میذاشتیم ی روز بعد امتحانم ک نمره فیزیکم19 شده بود گفت جلسه بعدی فقط خوش میگذرونیم برای جلسه ی بعد شیو کردمو حسابی لوسیون زدم تاپ دکلته ی بنفش با جین مشکی پوشیدمو ی ارایشه ملایمم کردم سوتین نپوشیدم و ی شورت بنفش توری خوشگل همرنگ لباسمم پوشیدم وقتی دروباز کرد باورم نمیشد خودش باشه جذاب تر شده بود ته ریش گذاشته بودو موهاشو دور خالی کرده بود بعد سلامو علیک گفت مانتوتو درار راحت باش و رفت توی آشپز خونه ک ی جیزی بیاره بخوریم مانتو و شالمو درآوردمو گذاشتم رو مبل وقتی اومد دوثانیه مات موند چون تاحالا جلوش با تاپ نبودم سینه هام برجستگیه خاصی تو اون لباس پیدا کرده بود اومد سینیو گذاشت روی میزو دستم گرفت تو دستش و گفت مینو گفتم جونم گفت دوست دارم جا خوردم خیلی زیاد با تعجب نگاش کردم ک اومد جلو و لباشو گذاشت رو لبام هنوز هنگ بودم بعد چند ثانیه ک به خودم اومدم باهاش همراهی کردم لبامو میمکید و گاز میگرفت منم زبونمو تودهنش میچرخوندمو زبون علی رو میمکیدم دستشو گذاشت رو سینمو شرو کرد به مالیدن دستمو حلقه کردم دور گردنش و بازم لب گرفتیم یکم ک گذشت حس کردم دستش داره میره پایین تر دستامو گذاشتم روسینش و خواستم حولش بدم عقب ک فهمیدو دستاشو حلقه کرد دورمو همینجوری یکیشو گذاشت رو کونم و بازم لبشو گذاشت رو لبم استرس کل وجودمو گرفته بود سعی میکردم ازش جدا شم ولی نمیزاشت بهش گفتم نکن علیرضا توروخدا ولی بازم ادامه میداد گفتم وایسا رفت سراغ گردنم ک با بغض گفتم بسه دیگه ولی انگار نمیشنید سریع بلند شدو خواس بغلم کنه ک نزاشتم اخرش عصبانی شدو موهامو محکم کشیدو بلندم کرد تا عمق وجودم سوخت اون یکی دستشم گذاشت رو کونمو محکم فشار میداد نمیتونستم کاری کنم چون حس میکردم پوست سرم الان کنده میشه کشون کشون بردم تواتاقو پرتم کرد روتخت اومد روم خم شدو تاپمو جر داد گریم گرفته بود دستش رفت سمت شلوارم و دکمشو باز کرد با همون بغض گفتم علی نکن نگام کردو محکم زد توصورتم قطره اشکم ریخت شلوارمو درآوردو صاف وایساد تیشرتشو دراوردو خم شد روم لبامو محکم گاز گرف که حس کردم کنده شدن شلوارو شرتشم درآورد کیرش 19 سانت بود و تقریبا کلفت با وحشت نگاش کردم دوباره چنگ زد توموهامو لبامو خودد رفت سراغ گوشم لاله گوشمو بوسیدو اروم گاز گرفت اومد رو گردنم سرشو فرو کردو تندتند میمکید دستم رو بازوش بودو فقط بازوشو فشار میدادم و لبمو گاز گرفته بودم ک اشکام نریزه رفت سراغ سینه هام و وحشیانه شرو کرد ب خوردن انقدر محکم میمکید و فشار میداد انگار میخواست عصاره ی جونمو بکشه بیرون جیغ میزدمو التماسش میکردم آییییییییی علی علی بسهههههه آییییییی نکن علی بسسه تورو خدا ولی اصلا اهمیت نمیداد دستشو از زیر شورتم کرد تو و رو کسم فشار داد از طرفی لبم درد میکرد از ی طرف سینم و حالا فشار دستش رو کسم بعد از اینکه حسابی سینمو خورد رفت سراغ کسم شرتمو به زور از پام دراورد و خواس پامو باز کنه ک نزاشتم و باعث شد محکم بزنه رو کونم و پامو باز کنه سرشو فرو کرد تو کسمو شرو کرد به خوردن یادم رفت گریه کنم از لذت رو ابرا بودم چوچولمو میمکیدو گاز میگرفت زبونشو میکرد تو کسمو درمیاورد رو ابرا بودم و ناله میکردم از شدت زیاد شهوت کمرمو میووردم بالاو میکوبیدم رو تخت انگار وحشی تر شد چون جوری میمکید انگار قراره ازش شیر بیا جیغ زدمو سعی کردم خودمو بکشم عقب ولی ساق دستاشو حلقه کره بود دور رونامو نمیزاشت تکون بخورم انقدر محکم میمکید ک حس میکردم کسم الان کنده میشه ناله هام ب جیغ تبدیل شده بود بلند شد رو زانوش وایسادو بمن گف بلند شو بشین وقتی بلند شدم کیرشو آورد جلوی صورتم گف بخور اما من اصلا خوشم نمیومد از این کار وقتی دید کاری نمیکنم دوباره چنگ زد توموهامو مجبورم کرد دهنمو باز کنم و کیرشو کرد تو دهنم بزرگ بود برای دهنم نصفش رفت حالم بد شدو عوق زدم ک خوشش اومدو بیشتر سرمو فشار داد داشتم خفه میشدم ک شروع کرد تو دهنم تلمبه زدن حالم خیلی بد بود حالت تهووع داشتمو داشتم خفه میشدم ولم کردو حولم داد عقب پاهامو کشید سمت خودش و بازشون کرد ی تف انداخت رو کسمو دست کشید بهش با گریه گفتم علیرضا من پرده دارم نکن توروخدا اما اصلا انگار ن انگار کر شده بود تو همون حالت سر کیرشو گذاشت دم کسم و ی تف دیگه انداخت رو کیرش هی سرشو میکرد تو و در میاورد خیلی میسوخت ولی فقط ریز ناله میکردمو گریه میکردم سرکیرشو کرد تو و با ی حرکت کل کیرشو ی جا فشار داد چنان جیغی زدم ک فک کنم همسایه ها شنیدن گریم شدت گرفت خیلی میسوخت خیسیو احساس میکردم لای کونم وپشت رونام پردم پاره شد علیرضا چشماشو بسته بودو تندتند تلمبه میزد یکم دیگه تو همین حالت منو کردو بعدش گفت حالت سگی بشم چهاردستو پا رفتم جلوشو باز از پشت محکم کیرشو کوبید تو کسم دهنمو روتخت گذاشته بودم و جیغ میزدم انقد گریه کرده بودم ک چشمام میسوخت روتختیو تومشتم فشار میدادم علیرضا تندتند تلمبه میزدو با دستش میزد روکونم تو همون حالت موهامو گرفتو سرمو کشید بالا ک مثل خودش شدم و از پشت همونجوری ک جفتمون رو زانوهامون بودیم تندتند تلمبه میزد بیحاله بی حال بودم گف ساک بزن جنده برگشتمو کیرشو کردم تو دهنم تندتند میخوردمو با دستم میمالیدمش تخماشو لیس میزدمو میمکیدم طبق چیزایی ک تو فیلم دیده بودم کیرشو دراورد از تودهنم یکم جق زدو بعد آبشو ریخت روسینه هام و بی حال افتاد رو تخت نشستم لبه ی تخت و زدم زیر گریه چشمم ب ملافه ی خونیه روی تخت میوفتاد حالم بد میشد علیرضا با بیحالی گفت زر نزن میخوام بخوابم دیگه هق هق نکردم ولی اشکام میریخت لباسمو برداشتمو رفتم سمت حموم سه سال از اون ماجرا گذشته و تو این سه سال علیرضا منو صیغه کرده بود البته مخفی از خانوادم میگفت هیچ کسی کس تو نیست انقدر مجبورم کرده بود واسش ساک بزنم ک ی ساکر حفه ای شدم و ی بارم فقط با ساک زدن ارضاش کردم دوستان ممنون ک وقت گذاشتینو خوندید اگر بد بود کم توصیف کردم یا عیب دیگه ای داشت ببخشید بار اولم بود اگه خوشتون اومد سکسی ک منو از کون گایید یا مجبورم کرد لز کنمم براتون تعریف میکنم ببخشید طولانی شد شب جمعه هاتون پرسروصدا نوشته. یک بار ایستاد و مدت بیشتری سلام و احوال پرسی کرد و احوال خانواده مرا پرسید.。 。 。 。 。 。 。

次の

Fw: Fwd: X یک داستان واقعی

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。 。

次の

داستان زنان متاهل و تجاوز جنسی خشن شیطان صفتان اهواز

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。

次の

سکس زوری با استاد خشن

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。 。

次の

Fw: Fwd: X یک داستان واقعی

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。

次の

سکس زوری بهترین فیلم های سکس زوری و خشن کاملا واقعی

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。 。 。

次の

داستان سکسی

داستان سکس خشن

。 。 。 。 。 。

次の